دوست داشتنی
اینجا پای دلی در میان است ...
این روزها همه ی حرفهایم در این چند نقطه ی مبهم و طولانی گم می شود پ.ن. التماس دعا. پ.ن : فکر کنم دوز مستیم امشب یه کم بالا بود! پرت و پلا های خودم نوشته را به بزرگی خودتان ببخشید! "ای جان که سرشتی شادمانه داری، دیگر از آنچه می تواند شفافیت آوازت را کدر سازد، هیچ هراسی به خود راه مده. اکنون دریافته ام که خداوندی که به رغم این جهان فانی، جاودانی است، در اشیاء حضور ندارد، بلکه در عشق است که حضور دارد. و اینک می توانم ابدیت آرام را در لحظه ببینم و از آن لذت ببرم." " آندره ژید"
بسم الله الرحمن الرحیم. به نام خدای رحمان.![]()
خدایــــــــــــــــــــــــــــــــــا شکرت.
اگه غصه داری، اگه دلت گرفته، اگه فکر می کنی دنیا باهات قهر کرده، اگه دلت تنگ شده، اگه... اگه...؛ این جمله ی بالایی که نوشتم رو با صدای بلند فریاد بزن.
اگه می خوای قویتر اثر کنه، کنار ساحلی، پای کوهی، توی بیابونی ، چیزی(!) از عمق وجودت فریاد بزن.
It really works!
God bless you all
I love you all
تنها عشق حقیقت دارد.
آقایون و خانومای عاشق پاییزتون مبارک. آمد فصل عشق و دلدادگی.
راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست
هر دم که دل به عشق دهی خوش دمی بود درکار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
اگه عاشقی که خوب، زندگی کن. ولی اگه هنوز عاشق نشدی بجنب که ناگهان زود دیر می شود. بحث همون قافله ی عمر و عجب می گذرد و اینا...
عاشق چی و کی خیلی مهم نیست، مهم فعل عاشق بودنه!
مگه نشنیدی که گفتن:
آنکه آموخت به ما درس محبت می خواست جان چراغان کنی از عشق کسی به امیدش ببری رنج بسی به وصالی برسی ین نرسی سینه بی عشق مباد.
فهمیدی؟ سینه بی عشق... چی داداش؟ مـــــــبــــــاد.
I love you all
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
از اوست...
از اوست...
هو الله الواحد القهار...
هو الکریم. هو الستار. هو الوهاب. هو الرحمن. هو الرحیم. هو العلیم. هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن و...
حالا یه بار دیگه از ته دلت بگو: الحمد لله رب العالمین.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلامي چو بوي خوش آشنايي بدان مردم ديده و روشنايي
درودي چو نور دل پارسايان بدان شمع خلوتگه پارسايي
يک سال پيش با همين دو تا بيت توي همين ماه عزيز شروع به نوشتن اين وبلاگ کردم.
مي خواستم براي حرف هاي دلم مشتري پيدا کنم. الحق و الانصاف هم که بهترين مشتري هاي ممکن رو پيدا کردم. آدمايي با دلهايي صاف و ساده و مهربون.
آدم هاي خوبي که بي منت و توقع بهت محبت مي کنن. با نويسنده هاي عالي و بي نظيري آشنا شدم که صبورانه منو راهنمايي کردن و يواش يواش دستمو گرفتن. خوب هايي به مانند پروردگارشان بي همتا.
از همه شون بي نهايت ممنونم.
سال قبل همين موقع فکر مي کردم خيلي چيزها براي گفتن دارم، خيلي حرف هاي نزده، خيلي فکرهاي نگفته... ولي حالا مي بينم که هيچ ندارم.هيچ.
گاهي دل کوچکي هست که تنگ مي شود و پريشان!
از همه دوستاي گلم که تو اين يک سال با حرف هاي قشنگشون به من زندگي بخشيدن واقعا ممنونم.
قلب من پذيراي همه صورت هاست
قلب من چراگاهي است براي غزالان وحشي
و صومعه اي است براي راهبان ترسا
و معبدي است براي بت پرستان
و كعبه اي است براي حاجيان
قلب من الواح مقدس تورات است
و كتاب آسماني قرآن
دين من عشق است
و نافه ي مرا به هر سوي كه خدا
خواهد سوق مي دهد
و اين است ايمان و مذهب من
"محي الدين"
بسم الله الرحمن الرحیم![]()
من گاهی تنها می شوم. گاهی خسته می شوم. گاهی مجنون و گاهی ... می گویند عاشق شده ای! تو چطور؟
یک ساله شدن این دلگاه من نزدیک است ! قریب به یک سال است که برای دلم می نویسم. شکر.
باران باریده است. هوا مهربان است مثل همیشه.وقت خوب بودن است. جایی برای اه و ناله و فریاد نیست.
شادی رهایت نمی کند. هیچ گله ای نیست. شکر.
و خدایی که در این نزدیکی است.
خیلی وقت است که دیگر هیچ حرفی برای گفتن ندارم. جز شکر و مهر و عشق .
زبانم بند آمده از این همه نعمت... شکر خدای رحمان. فقط همین.
بسم الله الرحمن الرحیم![]()
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام خدا جونم. خدای خوبم سلام. دلم برای لحظه های با تو بودنم تنگ شده. یکی از بندگان تو ... من همان بنده ی کوچکی هستم که یک سال از آشتی ام با تو می گذرد... یک سال پیش را یادت هست خدای مهربانم... دستم را گرفتی و مرا بلند کردی... گفتی من هستم نگران نباش... من همانم. به عظمت و بزرگی ات من همانم... دلم خیلی برایت تنگ شده خدا... خدایا ... خدایا... خدایا... خانه ام را با غیر تو پر کردم... آنقدر تنگ شد که تو را دیگر ندیدم... خدایا من همان مژگان هستم... همان گناه کار سیاه رو... پروردگارم ای همه ی هستی ام از تو... چگونه باید از تو و مهربانی ات... قدردانی کنم... عذر خواهی... نمی دانم.
خدای من
............................................................................................................................
آری شاید به راستی گم شده ام... اینجا کجاست؟ همه چیز برایم غریب می نماید انگار و من گاهی احساس تنهایی می کنم.
خداوندا ببخش و بیامرز که تو بهترین بخشندگان عالم وجودی
بچه ها، به خدا دیگه خجالت می کشم بگم التماس دعا... از همه تون به خاطر نیومدن ها و نبودن هام عذر می خوام... گم شدم... گم شدم... توی این دنیای عجیب غریب گم شدم... برام یه کم دعا کنید تا بفهمم اینجا کجاست.
غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم به شهر خود روم و شهریار خود باشم
راستی من هنوز هم نیافته ام معنای دوست داشتن را... تو می دانی " دوست داشتن " چه معنی می دهد؟
بسم الله الرحمن الرحیم.![]()
جمله ای که خیلی توجه منو به خودش جلب کرده، مخصوصا، توی این روزها و این شرایط تقریبا سخت، اینه:
" ما آدم ها به این دنیا نیومدیم که به کمک خداوند رحمان و رحیم زندگی کنیم، ما آدم ها به این دنیا اومدیم تا بتونیم به کمک زندگی، به خدای رحمان، برسیم"
تقریبا، یعنی اینکه، همه ی ما داره یادمون می ره که چرا اینجاییم. اصل خودمون رو فراموش کردیم . دیگه کمتر به هدف خلقت این جهان زیبا و پر رمز و راز فکر می کنیم.
کاش کمی بیشتر فکر می کردیم. همین.
ببینم، شده تا حالا فکر کنی که این دنیا چقدر برات تنگ و کوچیکه! دلت می خواد پرواز کنی و بری به یه جایی که از اینجا خیلی بزرگتر باشه. یه جای دور........ یه جای خیلی قشنگ............... خدایا شکرت.
زیباترین جمله ای که میشه گفت همینه: فقط خدایا شکرت.... خدایا قد خودت شکرت...
دوستت دارم!![]()
به نام خدای رحمان![]()
برای هر آفریده ای سهمی از خوش بختی، بسته به این که حواسش و دلش تاب تحمل آن را داشته باشد، نهاده اند. سعادتی که از من دریغ می دارند، هر اندازه ناچیز باشد، باز گویی آن را از من ربوده اند. هیچ نمی دانم آیا پیش از هستی یافتن، زندگی طلب می کردم یا نه. اما اکنون که زنده ام، همه چیز حق من است. اما حق شناسی به اندازه ای شیرین است و دوست داشتن چنان به ضرورت دل پذیر، که کم ترین نوازش نسیم سپاسی در دلم بر می انگیزد. نیاز به حق شناسی، به من می آموزد که هر چه را به سویم می آید، مایه ی خوش بختی خود قرار دهم.
(آندره ژید)
خداوندا تو را و تنها تو را سپاسی بی پایان.
خدایا پناهم تویی...
مگر غیر از تو هم چیزی برای دیدن هست؟
«الله» زیباترین کلمه ای است که خوانده ام.
خدایا...............
گاهی کلمات بر ذهن و زبان جاری نمی شوند. احساس هامان نوشته نمی شوند.
ای صاحب همه ی دلم گواهی می دهم با ذره ذره وجودم تنها تویی قادر، تنها تویی توانا، تنها تویی شایسته ی ستایش و پرستش.
مهربان ترین... گواهی می دهم به یکتایی ات. گواهی می دهم به فرستاده ی برحقت...
مرا جزء ی از بندگانت قرار بده که غیر از تو نمی خواهند.
و این است تنها حقیقت در جهان...
شکر خدای رحمان و رحیم و کریم و ...
به نام خدای رحمان
"زیر گنبد کبود"
زير گنبد کبود جز من و خدا کسی نبود،
روزگار، رو به راه بود، هيچ چيز ،نه سفيد و نه سياه بود، با وجود اين،مثل اين که چيزی اشتباه بود.
زير گنبد کبود،بازی خدا، نيمه کاره مانده بود؛ واژه ای نبود و هيچ کس، شعری از خدا نخوانده بود.تا که او مرا برای بازی خودش، انتخاب کرد؛توی گوش من يواش گفت: "تو دعای کوچک منی"،بعد هم مرا، مستجاب کرد.
پرده ها کنار رفت،خود به خود،با شروع بازی خدا، عشق افتتاح شد.سال هاست ،اسم بازی من و خدا ،زندگی ست ، هيچ چيز، مثل بازی قشنگ ما، عجيب نيست، بازی ای که ساده است و سخت، مثل بازی بهار با درخت.با خدا طرف شدن، کار مشکلی است،زندگی، بازی خدا و يک عروسک گلی است.
"عرفان نظرآهاری"
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
"سوگند به اسب و زيتون و ماه"
خداوند گفت: " سوگند به اسبان دونده ای که نفس نفس می زنند." " سوگند به اسبانی که به سم از سنگ آتش می جهانند."
اسبان شنيدند و چنين شد که دويدند، چنان که از سنگ آتش جهيد. اسبان تا هميشه خواهند دويد از اشتياق آنکه نام شان را خدا برده است.
***
خداوند گفت:" سوگند به انجير و سوگند به زيتون."
و زيتون و انجير شنيدند و چنين شد که رسم روييدن پا گرفت و سبزی آغاز شد و چنين شد که دانه شکفتن آموخت و خاک روياندن و چنين شد که انجير جوانه زد و زيتون ميوه داد.
***
خداوند گفت:" سوگند به آفتاب و روشنی اش. سوگند به ماه چون از پی آن برآيد. سوگند به روز چون گيتی را روشن کند و سوگند به شب چون فرو پوشد و سوگند به آسمان و سوگند به زمين."
آن ها شنيدند و چنين شد که آفتاب بالا آمد و ماه از پی اش. و چنين شد که روز روشن شد و شب فرو پوشيد. و چنين شد که آسمان بالا بلند شد و زمين فروتن.
***
و انسان بود و می ديد که خداوند به اسب و به انجير قسم می خورد، به ماه و به خورشيد و به هر چيز بزرگ و هر چيز کوچک.و آنگاه دانست که جهان معبدی مقدس است و هر چه در آن است متبرک و مبارک.
پس انسان مومنانه رو به خدا ايستاد و تقديس کرد اسب و زيتون و ماه را، آفتاب و انجير و آسمان را. "عرفان نظرآهاری"
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
این روزها دلم حال و هوای غریبی دارد. تولد من آمده. 20 خرداد 63...20 خرداد 88 ...25 سال زندگی.
25 ساله شدم!تولدت مبارک مژگان!
از کودکی تولدم را خیلی دوست داشتم. هنوز هم خیلی دوستش دارم! امسال دلم چیز کوچکی می خواهد. تبریکی کوچک از عزیزی بزرگ.چقدر خوب می شود اگر باشد. این بهترین هدیه است برای من.
به راستی دل ها چه آسان شاد می شوند و چه آسان رنگ غم به خود می گیرند!
نوشتن خوب است... خیلی هم خوب است....
خدای مهربانم می دهی آیا؟
سپاس و ستایش مخصوص پروردگار جهانیان است...
نمی دانم باید بر این 25 سال عمر گریه کرد یا خندید!
بعضی وقتا فکر می کنم هیچکی منو دوست نداره! چقدر این احساس قوی میشه وقتی تولد آدم نزدیک میشه!
تبریک تولد یعنی تو برای آدما مهمی و دوستت دارن. هر چی تعدادش بیشتر باشه یعنی بیشتر محبوب هستی. تولد یعنی همین!
امروز من متولد شدم. با همه ی پاکی و مهربانی خدا آمدم به این دنیا. چقدر تونستم حفظش کنم؟ فقط خدا می دونه.خدا کنه روزی که از این دنیا می رم خیلی این پاکی و مهربونی رو خراب نکرده باشم. الهی آمین.من همه رو دوست دارم. خدایــــــــــــــــــا شکـــــــــــــــرت. خدایا خیلی خیلی ازت ممنونم. به خاطر عمری که دادی و می دی.به خاطر همه ی لحظه هایی که به من اجازه دادی توی این دنیا باشم و بنده هات رو دوست داشته باشم.خدا جونم خیلی مهربونی. خیلی دوستت دارم. به خودت قسم راست می گم.کاش این سه تا جمله ی آخر رو توی یه کوهستانی می گفتم که صدام هزار هزار بار تکرار می شد.الحمد لله.................
پ.ن. : من دقیقا ساعت 13:30 به دنیا اومدم! روز یکشنبه 20 خرداد 1363 .
به نام پروردگار پاکی ها و خوبی ها![]()
من از قصه زندگی ام نمی ترسم
من از بی تو بودن به ياد تو زيستن و تنها از خاطرات گذشته تغذيه کردن می ترسم.
ای بهار زندگی ام
اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگيست
اکنون که پاهايم توان راه رفتن ندارد
برگرد
باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را
باز هم آغوش گرمت را به سويم بگشا
باز هم شانه هايت را مرحمی برايم قرار بده.
بگذار در آغوشت آرامش را به دست آورم
بدان که قلب من هم شکسته
بدان که روحم از همه دردها خسته شده.
اين را بدان که با آمدنت غم برای هميشه من را ترک خواهد کرد.
پس برگرد که من به اميد ديدار تو زنده ام .
***********
دلم بر شعر می سوزد
که زير دست و پای حال بيمارم تلاش زنده ماندن می کند انگار
در اين دنيای پر افسون پر زنگار
دلم جا مانده است انگار
دلم جا مانده است انگار
تو ای تنهای من ای يار
دلم خوابست يا بيدار؟
بگو با من، اگر چه تلخ باشد راست
بگو تنهاترينم، يار
در اين آشفته بازارم
نمايان است حال زار
زمان تند است و بد رفتار
...
شبيه زخمه ای بر تار ،شبيه ناله گيتار
شبيه مرگ باران است، سکوتت لحظه ديدار
نمی دانم چه می گويم، تو را هر لحظه می جويم
گل ياد تو می بويم، مرا هم لحظه ای ياد آر
تو ياد آور سلامم را، به ياد آور نگاهم را
بخوان احوال زارم را، رهايم کن از اين پندار
زبانم شعر می خواند، دلم بيمار می ماند
و ............................،مده بيمار خود آزار
سرم بالای چوب دار، صدايت می کند سردار
اگر اين راه و رسم توست، بيا اين رسم را بردار.
بسم الله الرحمن الرحیم![]()
نمی تونم بدون این جمله شروع کنم. عادت کردم.
به نام خدای رحمان
سلام. همان سلامی که مثل بوی خوش آشنایی است. اینجا باران می آید...
تا حالا زیر بارون خیس آبکشیده شدی؟؟ آی حالی میده که نگو و نپرس. دانشگاه ما تو یه کوهپایه ی خیلی قشنگه که یه طرفش کوهه و یه طرفش دریا.
دیروز توی دانشگاه یکی از بچه ها گفت: تو مثله عاشقا می مونی!
راستش خیلی خوشحال شدم(توی دلم). آخه داشتم به مهربانی های خدای رحمان و نعمت هاش فکر می کردم.
بعدش فکر کردم چقدر خوبه که حداقل مثل عاشق ها هستم!
زین چمن سایه ی آن سرو روان ما را بس....
تنها عشق حقیقت دارد..... التماس دعا.
زندگی ما آدما خیلی خیلی می تونه قشنگ تر از این چیزی باشه که هست. محبت کردن کار سختی نیست. امروز و فردا ،دو روز دنیا ، ...
همین زودی ها می شنوید مثلا مژگان هم رفت... عمرش تمام شد.
میشه کمی، فقط کمی بیشتر قدر همدیگه و لحظه هایی که می ره رو بدونیم؟
چقدر بده که یک آدم بمیره و به حال خوش تسلیم نرسیده باشه...
" یا ایها الذین آمنو اتقوا الله حق تقاطه و لا تموتن الا و انتم مسلمون"
" ای کسانی که ایمان آورده اید خدا را آنگونه که شایسته ی ستایش است بپرستید و مبادا که بمیرید و تسلیم فرمان پروردگارتان نشده باشید"
اون مقام رو در نظر بگیرید. بزرگی و مهربونی خدا رو در نظر بگیرید.
اصلا دیگه میشه حرف دیگه ای زد؟ ببینید خدا چقدر بزرگه... به همون اندازه بپرستید این یکتای بی نهایت زیبای مهربان خوب... را.
خدایی که یکتاست.
الحمد لله رب العالمین(سپاس و ستایش مخصوص پروردگار جهانیان است)
راستی " اخلاص" ...
خیلی مهمه نه؟؟ تاکید زیادی شده... اخلاص داشته باشید... پرستشی خالص و بی ریا ...
اینا سفارشای خداست به ما بنده ها.
" یاد دهم که پیش من بر چه نمد فغان کنی". همه چیز هست و ما نیستیم!
" کمتر از ذره نه ای پست مشو عشق بورز"
حرف هایم همه نیمه کاره ماند. وقتی نیست. حوصله ای نیست. دعا کنید برای این کوچک بدون دل!
بسم الله الرحمن الرحیم![]()
سلام.
شنیده اید که می گویند: "شما مست نگشتید و از آن باده نخوردید، چه دانید چه دانید که ما در چه شکاریم" این روزا من این شکلی ام!
" خداوند بزرگ و بی منتها و وصف نشدنی"
این روزها مثل آدم های مست می مانم. به کوچکترین بهانه ها شاد می شوم تا بی نهایت...
بیچاره اونایی که مست نشدند و از آن باده نخوردند...
ببین....
چشم ها و گوش هایت را به دقت باز کن. می بینی اش. نزدیک است. خیلی نزدیکتر از آنچه فکرش را می کنی.
وقتی پر می شوی از حضوری بی نهایت... وقتی که او هست... دیگر هیچ نمی خواهم. هیچ.
| Design By : Night Skin |


